بهانههای کوچ من [My small excuses]
پیش تر بحران را، جنگ را و موشک را و بمب را و انقلاب و کودتا را مخفیانه دوست میداشتم. بهانه های کوچک من برای پرسیدن حال تو. I used to secretly like crisis, war, missiles and bombs, revolutions and…
پیش تر بحران را، جنگ را و موشک را و بمب را و انقلاب و کودتا را مخفیانه دوست میداشتم. بهانه های کوچک من برای پرسیدن حال تو. I used to secretly like crisis, war, missiles and bombs, revolutions and…
هر آنچه هست، راز است.و راز، هر آنچه هسترازی که برملاست، نیست.و «نبودن»، آن راز است که برملاست All that is, is secretand secret, is all that is. A secret disclosed ceases to be.And ‘non-being’ is the secret that is…
امشب به خواب من بیا.بیا قایقی بسازیمبرای مورچه هاو آدمهایی که شنا بلد نیستند. بعد لای تقویم، اول بهار را پیدا کنیمو روی چمن هایش لم بدهیم و برای ابر های پیر شعرهای نو بخوانیم، بی واژه ی «من». فردا…
،نه پیش میروم.نه پس،چون خرچنگی.تا ابد به عرض میرقصم I move not forward,nor back.Like a crab,I forever, dance sideways.
…آن چه بر کنار نهادی فقط من نبودم.تو بودی در نگاه منشعر بود، خواندنی.در دستانتراه بود، رفتنی.بر رگهایتشگفتی بود، دیدنی.در چشمانت …آن چه بر کنار نهادم فقط تو نبودی.من بودم در نگاه تو.غیر ویژه، معمولی، تمیز نادادنی What you let…
نه می خواهم بدومنه می خواهم راه برومنه حتی می خواهم بنویسممی خواهم فقط فکر کنممی خواهم روی این نیمکتدر زیر همین درختبا همین لیوان کاغذی در دستم که دو سوّمش خالیست و سبک شده…ساعت ها بنشینم و فکر کنم…
…بهار آمد …بهار رفت .ما نشکفتیم…نشکفته خواهیم مرد Spring came…Spring passed…We did not bloom.Unbloomed, we shall die…
.استادان تاریخ ادبیات، شاعران خوبی نمی شوند Masters of literary history rarely make good poets.
سبزی چمن در باران اول بهارتماشای پرندگانشعر های خوبکوه های سبز سر در مهپایشان در آینه های خاکستری بی موج جنس هوا پس از باران گل های زرد لای گل های کبودرد آفتاب ظهر جمعه روی دیوار خانه ی مادریلمس…
:عشق دو مرحله دارد .خواستن و رسیدن .اولی مانند کودکیست که دوست دارد زودتر بزرگ شود…دومی .همان کودکست وقتی بزرگ شده Love has two phases:Longing and reaching. The first is like a childeager to grow up, quickly. The second…is that…