زایمان [Birth of a thought]
نه می خواهم بدومنه می خواهم راه برومنه حتی می خواهم بنویسممی خواهم فقط فکر کنممی خواهم روی این نیمکتدر زیر همین درختبا همین لیوان کاغذی در دستم که دو سوّمش خالیست و سبک شده…ساعت ها بنشینم و فکر کنم…
نه می خواهم بدومنه می خواهم راه برومنه حتی می خواهم بنویسممی خواهم فقط فکر کنممی خواهم روی این نیمکتدر زیر همین درختبا همین لیوان کاغذی در دستم که دو سوّمش خالیست و سبک شده…ساعت ها بنشینم و فکر کنم…
…بهار آمد …بهار رفت .ما نشکفتیم…نشکفته خواهیم مرد Spring came…Spring passed…We did not bloom.Unbloomed, we shall die…
.استادان تاریخ ادبیات، شاعران خوبی نمی شوند Masters of literary history rarely make good poets.
سبزی چمن در باران اول بهارتماشای پرندگانشعر های خوبکوه های سبز سر در مهپایشان در آینه های خاکستری بی موج جنس هوا پس از باران گل های زرد لای گل های کبودرد آفتاب ظهر جمعه روی دیوار خانه ی مادریلمس…
:عشق دو مرحله دارد .خواستن و رسیدن .اولی مانند کودکیست که دوست دارد زودتر بزرگ شود…دومی .همان کودکست وقتی بزرگ شده Love has two phases:Longing and reaching. The first is like a childeager to grow up, quickly. The second…is that…
…احتیاطِ زیاد خوب نیست.جمع کردن ظرف شکسته هم تجربه ایست کردنی Too much caution is not good…Gathering pieces of broken glass, too, is an experience worth having.
.دلم برای کسی تنگ است.کسی که هرگز ندیدمش،نامش را نمیدانم اما صدایش میزنم.به آوایی که به خیالم ترکیب تمام نام های زنان است.آن آوا صدایی بلند و ترسناک است،گاهی ناخوداگاه میخوانمش،وقتی ظرف میشویم.یا در حال مسواک زدن.دیگر روز خواهرم از…
ای برج اقبال من چه خوب که از ارتفاع کوتاه توفیق به غمگینان در زمستان مانده چیزی نگفتم.برشان از امید دم نزدم. من آنان را میدانستم که دیروز از ایشان بودم.من آنان را میدانم که دگر بار از ایشانم. O…
…زمین گرد نیست.آدم ها به آدم ها نمیرسند ،ماه نه فتح شده است و نه خواهد شد.بارها برای خاکش لشکر کشیده ام .پاگُنده واقعا دیده شده استاو گاهی با زنبیل زردش به تره بار محله شان میرود.و گاهی با لیوان…
تو باز خواهی آمدهمانگونه که پیش از این آمدیچه خوانده باشمتچه ناخوانده و ناگهانتو باز خواهی گشتدر قامت زنی فریبندههمانگونه که من می شناسمتهمانگونه که نخستین بار ملاقاتت کردمنه به آن حرارت و جنب و جوش که گویی زبانه ی…